همراهان دوست داشتنی وبلاگ یادداشتهای یک دیوانه از دارالمجانین...
دیگر وقت رفتن است...ماندن جایز نیست
برای دیوانه تر شدن باید هجرت کرد...
به سوی خورشید به سوی نور
و من هم با کاروان نور به در خانه دوست می روم...
تا باشد که از الطافش بهره مند شوم...
لذا از کلیه همراهان عزیز طلب بخشش و مغفرت دارم...
باشد که هر آنکه با ما بود آنجا نیز با ما باشد...

| دل کز طواف کعبه کویت وقوف یافت | از شوق آن حریم ندارد سر حجاز |


