اين روزها عادت كرده ايم، به هر سينمايي كه مي رويم به تماشاي فيلم هايي با مدال معنا گرايي بنشينيم.
فيلم هايي كه هيچ اثري از معنا و به فكر فرو بردن بيننده را در خود ندارد، اما با ارائه ديالوگ هاي عجيب و غريب و كلوزآپ گرفتن از هر چهره و وسيله حاضر در صحنه، سعي در القاي معني در ذهن بيننده را دارد.
از جمله اين فيلم ها كه تنها مدال معنا گرايي را به گردن آويخته است و هيچ اثري از معني در آن مشاهده نمي شود، فيلم "پابرهنه در بهشت" است.
اين فيلم به نويسندگي و كارگرداني بهرام توكلي، جزو فيلم هايي است كه در جشنواره اخير فيلم فجر، مورد تحسين عموم قرار گرفته است.
اين فيلم قصه دانشجوي پزشكي را روايت مي كند كه پس از ترك تحصيل در دانشگاه به حوزه علميه مي رود.
او پس از طي مدارج خود در حوزه، درخواست انتقال به يك آسايشگاه نگهداري از بيماران لاعلاج را مي دهد.
اين آسايشگاه يك تفاوت عمده با ديگر آسايشگاه ها دارد و آن اين است كه در اين آسايشگاه بيماران لاعلاج گناه كار نگهداري مي شوند.
اين آسايشگاه علاوه بر بخش عمومي، يك بخش قرنطينه دائمي را نيز دارد كه بيماراني با وضع حالي نا مساعد به اين بخش كه نامش در بين بيماران به بهشت معروف است، انتقال داده مي شوند.
همزمان با ورود اين روحاني جوان كه هيچ نشاني از يك روحاني را با خود ندارد، تغيير و تحول تازه اي در آسايشگاه شكل مي گيرد.
كارگردان فيلم تلاش كرده است با در مقابل هم قرار دادن دو ناجي روح انسان، يعني روحاني جوان و پزشك آسايشگاه كه با آزمايش داروهاي جديد بر روي بيماران سعي در كاستن از گناه بيماران را دارد، فضاي معني داري را پيش روي مخاطب قرار دهد؛ اما هرگز در كار خود موفق نبوده است. چراكه بارها در فيلم هاي هاليوودي شاهد تقابل دوناجي روح كه يك طرف شبيه پزشك داستان است، بوده ايم.
اين فيلم سعي دارد با ارائه ديالوگهاي شعر مانند و تصاويري سياه و سفيد كه در ذهن مخاطب اينگونه بر مي آورد كه توسط يك فيلم بردار غير حرفه اي كار شده است، و همچنين به تصوير كشيدن كلوزآپ هاي متعدد از هر شيئي، حتي دستمال كاغذي، بار معنايي فيلم خود را افزايش دهد.
همچنين كارگردان تلاش دارد تا با بزرگنمايي بهشت(قرنطينه دائمي) احساسات بيننده را به بازي بگيرد؛ كاري كه در فيلم "ميم مثل مادر" بسيار به چشم مي خورد.
همين به بازي گرفتن احساسات مخاطب باعث تحسين اين دو فيلم از سوي بيننده هاي عام شده است، غافل از اينكه نه "ميم مثل مادر" و نه "پابرهنه در بهشت" هيچكدام از بار معنايي خاصي برخوردار نيستند؛ بلكه فقط احساسات بيننده را به وسيله ديالوگ و تصوير به بازي مي گيرد.
بنابراين اهدا مدال معناگرايي به فيلمهايي در سبك "پابرهنه در بهشت" و "ميم مثل مادر"خيانتي است در حق سينماي معنا گرا؛ گرچه نمي توان از تلاشهاي كارگردان هر دو فيلم در ارائه فيلمي مخاطب پسند به سادگي گذشت.

پی نوشت:
سکوت فهمیدنی نیست
سکوت سکوت است
بی هیچ حرف اضافه
بی هیچ پس و پیش