تبليغاتX
یادداشتهای یک دیوانه از دارالمجانین

یادداشتهای یک دیوانه از دارالمجانین

شايد نوشتن از دغدغه‌هاي اين روزهاي خودم چندان توجيه مناسبي براي تاخير در به روز كردن ويلاگم نباشد و اگرچه روال و مد بر اين است كه هركس كه تاخيري در هركاري داشته باشد سريعا به سراغ دغدغه ها و مشكلات روزمره خود مي رود و توجيهي تكراري به خاطر تاخير خود ارائه مي كند. با اين حال بايد بدانيد كه اين روزها جداي از رفت و آمدهاي مكرر به دانشگاه و محل كارم،‌ يك مشكل شيرين ديگر هم در خانواده به وجود آمده كه نه تنها من بلكه كل خانواده را با خود درگير كرده است. اين مشكل شيرين مراسم عروسي برادر بزرگترم هست كه قرار همين پنجشنبه برگزار شود. چنان شور و هيجاني در داخل منزل برپاست كه تا به حال نظيرش را در هيچ موقع سال حتي در عيد نوروز هم نديده بودم. تمام موضوعات بحث داخلي منزل به برگزاري هرچه بهتر مراسم عروسي منتهي مي شود و همه خانواده حتي برادرزاده 4ساله ام هم سعي مي كند به نوعي با حرفهاي شيرينش خود را در داخل اين بحث‌ها شريك كند.

فكر مي كنم اين اتفاق مهم در خانه ما، پاياني باشد بر يك سال بدشانسي من كه مثل خوره به جون من افتاده بود و خوشحال هستم از اينكه احساس بزرگ شدن به من دست داد. چون با رفتن اين برادرم،‌رسما پسر بزرگ خانه مي شوم.

جداي از اين هياهوي مراسم عروسي،‌اين روزها دليلي براي فكر كردن و گرفتن تصميمات مهم زندگيم پيدا كردم. خواهش مي كنم فكر نكنيد كه اين دليل يك جنس مونث هست. دليل خيلي محكم تر از اينهاست. دليلي مثل خدا. چون در مطلبي كه به مناسبت تولدم نوشته بودم از خدا به خاطر عاشق شدنم تشكر كرده بودم و خيلي از دوستانم فكرهاي ديگري كرده بودند.شايد در آينده نزديك من را در رخت و لباسي جديد ببينيد...

و اما به سراغ مهمترين خبر رسانه اي امروز برويم. زماني كه مشغول نوشتن اين مطلب بودم از طريق اس ام اس خبر تغيير مدير عامل خبرگزاري فارس را شنيدم. مهدي فضائلي مديرعامل قديم اين خبرگزاري که چند سالی کار هدایت این رسانه را به عهده داشت جای خود را به مهدی مقدم فر داد. وی که از ابتدای تاسيس خبرگزاري فارس در اين رسانه وابسته به سپاه مشغول فعاليت بود- توانست يك خبرگزاري مرجع و رقيبي براي خبرگزاري ايرنا و ايسنا ايجاد كند.

خبرگزاري فارس با بهره گيري از روابط خود در سپاه و دستگاه هاي كشور خبرهاي ويژه زيادي را بر روي خروجي خود قرار داد و توانست به عنوان یک رسانه تاثير گذار در جامعه رسانه ای مطرح شود. این تاثیر گذاری به حدی بود كه در بازه زماني انتخابات رياست جمهوري این خبرگزاری نقش بسيار زيادي را در جمع آوري راي براي محمود احمدي نژاد و تخريب رقباي وي ايفا كرد.

لازم به ذكر است كه خبرگزاري فارس به خبرگزاري "منبع آگاه"‌مشهور است چراكه اكثر خبرهاي ويژه خود را به نقل از يك منبع آگاه منتشر مي كرد.

گفتني است،‌حميد رضا مقدم فر كه هيچ سابقه رسانه اي در پرونده كاري اش وجود ندارد مدير عامل خبرگزاري فارس شده است و همچنين گفته مي شود كه قرار است مهدي فضائلي مدير عامل اسبق خبرگزاري فارس،‌ در يكي از دستگاه هاي دولتي به عنوان وزير (كه به احتمال زياد اين دستگاه وزارت آموزش و پرورش است) به خدمت گرفته شود.

خبر ديگر اينكه روزنامه كارگزارن كه به علت مشكلات مالي مدتي از انتشار باز مانده بود با بهره گيري از نفرات روزنامه هاي شرق،‌ هم‌ميهن و بعضي از همكاران قبلي خود پس از عيد غدير به روي دكه‌ها بازگردد.

به قول خبرگزاري ها ((پايان پيام))

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/04ساعت 12:8  توسط دیوانه  | 

یک روز بد دیگر برای کشور ایران رقم خورد

*تیم ملی فوتبال امید مقابل استرالیا شکست خورد و برای سی امین سال از رفتن به المپیک باز ماند

*محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش بازهم از مجلس رای اعتماد گرفت

 

پی نوشت:

دولت شرمنده از آن ما

ملی پوش بازنده از آن ما

شاید که آینده از آن ما...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/25ساعت 18:3  توسط دیوانه  | 

هيچ وقت فكر نمي كردم كه يه روز اونقدر كار داشته باشم و سرم شلوغ بشه كه نتونم ۸ روز به اينترنت سر بزنم. واقعا روزهاي سختي بود. از يك طرف انجام و تحويل كارهاي پايان نامه ام و از طرف ديگه شروع به كارم در يك شركت جديد. شركتي كه از همون روز اول اونقدر كار سرم ريخت كه وقت سر خاروندن هم ندارم. البته از اين بابت راضي هستم. چون فكر مي كنم كه در طول مدت ۴سال حضورم در خبرگزاري پانا به جز يك جهش كوچك در ابتداي كار، باقي اوقات را درجا زدم.

گرچه در شركت جديدكمي از فضاي اصلي مطبوعات كشور دور شدم و به سمت ماه نامه نويسي و هفته نامه نويسي رفته ام اما فكر مي كنم كه دوران حرفه اي تري را پشت سر بگذارم.

از اين موضوعات كه بگذريم،‌به داغ ترين بحث روز مي رسيم. بحثي كه من چند وقت پيش در زمان فرار شهرام جزايري عنوان كردم و آن چيزي نبود جز جنجال خبري آبگيري سد سيوند.

اين خبر ۲روز پيش به طور ناگهاني از راديو پخش شد كه " لحظاتي پيش آبگيري سد سيوند در استان فارس بدون هماهنگي قبلي با وزارت نيرو و ساير مقامات مسئول آغاز شد. با آبگيري اين سد قسمتي از دشت باستاني پاسارگاد و تنگه بلاقي به زير آب خواهد رفت."

در دولت نهم شنيدن اين بمب هاي خبري چندان دور از انتظار نيست و همه عادت كرده ايم كه هر روز خبري تازه و عجيب و غريب از شاهكارهاي دوستان بشنويم.

فرار شهرام جزايري به طرز مشكوك و بازداشت وي در زماني كه اكثر رسانه هاي كشور فعاليت نمي كردند،‌ دستگيري ملوانان انگليسي و آزادي سوال برانگیز  آنها با حضور رئيس جمهوري و تعداد بسياري زيادي از كابينه ايشان و در نهايت شروع آبگيري سد سيوند،‌تمام اينها خبرهايي بودند كه براي انحراف اذهان عمومي كشور و دنيا براي فرار از فشار رسانه ها در جلوگيري از فعاليت هاي (صلح آميز) هسته اي ايران است.

با اين حال پيش بيني مي شود كه در آينده نه چندان دور و با افزايش فشار كشورهاي غربي براي جلوگيري از فعاليت هاي (صلح اميز) هسته اي و همچنين قطعنامه هاي سازمان ملل متحد در متوقف كردن اين برنامه ها باز هم شاهد شنيدن اين بمب هاي خبري و جنجالهاي رسانه اي باشيم. جنجالهايي كه واقعا قلم رسانه ها و اذهان عمومي مردم را به سوي خود معطوف مي كند.

اميدوارم همانطور كه كه دخالت و فشار سازمان يونسكو باعث شد كه قامت برج جهان نماي اصفهان از مقابل ميدان نقش جهان كوتاه شود،‌دخالت و فشار موثر اين سازمان، ‌در پايان دادن به اين فاجعه تخريب آثار باستاني موثر باشد؛ گرچه تا امروز تلاش گروه ها و NGO هاي داخلي براي جلوگيري از آبگيري اين سد بدون نتيجه بوده است.

شما در ادامه مي توانيد تصاويري كه دوست عزيزم احسان مازندراني از آبگيري اين سد تهيه كرده است،‌مشاهده كنيد.

 

 

 

پي نوشت:

هركجا هستم باشم،‌ به درك. آسمان و زمين مال خودت...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/20ساعت 15:30  توسط دیوانه  | 

در اخرين روزهاي سال 85، در حالي كه جامعه خبري كشور به علت پايان سال و تعطيلي دستگاه هاي مختلف در ركود خبري به سر مي برد، انفجار بمب خبري ديگري در كشور ذهن جامعه را به خود جلب كرد. اين بمب خبري، چيزي جز دستگيري شهرام جزايري عرب نبود.

خبري دستگيري شهرام جزايري عرب از بزرگترين مفسدان اقتصادي كشور كه چندي پيش توانسته بود به راحتي از كشور بگريزد در حالي اعلام شد كه اكثر رسانه هاي داخلي به علت پايان سال، تعطيل و يا نيمه تعطيل بودند و همين امر باعث شد كه رسانه ها تنها به انتشار خبر دستگيري شهرام جزايري بپردازند و از اعلام جزئيات بيشتر در اين خصوص عاجز باشند.

در اين بين تنها تلويزيون يكسري اخبار كاناليزه شده از دستگيري اين مفسد اقتصادي اعلام كرد و علامت سوال بزرگي در خصوص چگونگي فرار و چگونگي دستگيري شهرام جزايري در اذهان عمومي باقي گذاشته است.

گقتني است خبر دستگيري شهرام جزايري عرب از سوي چند مقام بلند پايه امنيتي و قضايي تائيد شده است و قاضي مرتضوي دادستان تهران در سخناني خبر از انتقال شهرام جزايري به ايران در آينده نزديك داده است. اين در حالي است كه چندي پيش نيز شايعه دستگيري شهرام جزايري در كشور امارات از سوي رسانه ها اعلام شد كه سپس سفير ايران در امارات اين خبر را تكذيب كرد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/27ساعت 10:38  توسط دیوانه  | 

منتظر بمب خبری بعد باشید

 

چند روزی هست که خبر فرار شهرام جزایری به سوژه اول خبرها و تحلیل های مطبوعات تبدیل شده است و هرکجا که می روی از مسئولین گرفته تا مردم عادی صحبت از فرار شهرام جزایری می کنند.

نکته جالب تمام این بحث ها، هم نظر بودن تمام مسئولین و مردم با فراری دادن شهرام جزایری است.

آنها استدلال می کنند که یک تبهکار اقتصادی سرشناس که قرار وثیقه 100میلیارد تومانی دارد، چگونه تنها با 2مامور ساده در سطح شهر تردد می کند؟ چگونه می تواند به راحتی از دست ماموران فرار کند؟ چطور می تواند پس از فرار، خیلی راحت در خیابان تردد کند و در نهایت چه طور شهرام جزایری توانست  خیلی راحت، به وسیله هواپیما از کشور خارج شود.

تمام این ها دست به دست هم می دهند تا سناریوی فراری دادن شهرام جزایری بیش از پیش قوت بگیرد.

این سناریو به حدی قوی است که حسین شریعت مداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان در سرمقاله ای با عنوان "فرار کرد یا فرارش دادن؟" به تائید کردن سناریو فراری دادن شهرام جزایری پرداخت.

حال بشنوید از وقایع پشت پرده که می تواند سناریوی فراری دادن شهرام جزایری را بیش ازپیش مورد تائید قرار دهد.

چند روز پیش مهلت شورای امنیت برای تعلیق غنی سازی در ایران به پایان رسید و قرار بود که شورای امنیت، صبح پنجشنبه در جلسه ای دومین قطعنامه را که شامل تحریم های سنگین علیه ایران است را به تصویب برساند.

تصویب این قطعنامه می توانست باعث اغتشاش زیادی در افکار عمومی شود و ممکن بود که اعتراض های زیادی علیه سیاستهای کشور صورت بگیرد. بنابراین، تصمیم گرفته شد تا با وارد کردن یک شوک خبری، از میزان فشار تصویب قطعنامه بر روی افکار عمومی کاسته شود. این شیوه در جنگ 33 روز لبنان و اسرائیل به کار گرفته شد. به این ترتیب که در اوج بازیهای جام جهانی فوتبال که اذهان همه مردم دنیا به این واقعه بزرگ ورزشی معطوف بود، حمله به فلسطین و لبنان آغاز شد.

بنابراین تصمیم گرفته شد که با وارد کردن شوک خبری "فرار شهرام جزایری"، اذهان مردم به این سمت معطوف شود و از فشار خبر تصویب قطعنامه علیه ایران کاسته شود؛

 اما از بخت بد مسئولین ایرانی جلسه شورای امنیت به علتی نامعلوم به تعویق افتاد و حربه شوک خبری به بن بست رسید.

بنابراین باید گفت که شهرام جزایری کمی زود و بدون برنامه فرار کرد و دست مسئولین را در حنا گذاشت تا مسئولین کشور به فکر شوک خبری آینده باشند؛ بلکه شاید کمی از فشار تصویب قطعنامه علیه ایران کاسته شود.

شاید بمب خبری بعدی شروع آبگیری سد سیوند و به زیر آب رفتن منطقه تاریخی پاسارگاد باشد که چند روزی است در محافل خبری کشور به عنوان خبرهای دوم و سوم مطرح می شود.

باید منتظر ماند و دید که آیا مسئولین بازهم به فکر ترکاندن بمبهای خبری هستند و اینکه این بار چه موضوعی را برای مشغول کردن اذهان علم خواهند کرد؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/06ساعت 17:59  توسط دیوانه  | 

سلام دکتر

سالروز درگذشت دکتر شربعتی تسلیت باد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/29ساعت 12:10  توسط دیوانه  | 

 لئوناردو داوينچي موقع کشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگي شد: مي بايست "نيکي" را به شکل عيسي" و "بدي" را به شکل "يهودا" يکي از ياران عيسي که هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت کند، تصوير مي کرد.کار را نيمه تمام رها کرد تا مدل هاي آرماني اش را پيدا کند.
روزي دريک مراسم همسرايي, تصوير کامل مسيح را در چهرة يکي از جوانان همسرا يافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز بري يهودا مدل مناسبي پيدا نکرده بود…کاردينال مسئول کليسا کم کم به او فشار مي آورد که نقاشي ديواري را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا کليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمي فهميد چه خبر است به کليسا آوردند، دستياران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي که به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري کرد. وقتي کارش تمام شد گدا، که ديگر مستي کمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز کرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: کي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنکه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي که در يک گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پراز رويايي داشتم، هنرمندي از من دعوت کرد تا مدل نقاشي چهرة عيسي بشوم!
"مي توان گفت: نيکي و بدي يک چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است که هر کدام کي سر راه انسان قرار بگيرند."

 شاید این تابلو شام آخر نباشد

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/20ساعت 13:40  توسط دیوانه  | 

كوله ‌پشتي‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد؛ و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.نهالي‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ ايستاده‌ بود.مسافر با خنده‌اي‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌ بودن‌ و نرفتن؛ و درخت‌ زير لب‌ گفت: ولي‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروي‌ و بي‌ رهاورد برگردي.
كاش‌ مي‌دانستي‌ آن‌چه‌ در جست‌وجوي‌ آني، همين‌جاست.
مسافر رفت‌ و گفت: يك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ مي‌داند، پاهايش‌ در گِل‌ است، او هيچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد يافت.
و نشنيد كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسي‌ نخواهد ديد؛ جز آن‌ كه‌ بايد.
مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگين‌ بود.
هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پيچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و نااميد. خدا را نيافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود. به‌ ابتداي‌ جاده‌ رسيد. جاده‌اي‌ كه‌ روزي‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود.
درختي‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود. زير سايه‌اش‌ نشست‌ تا لختي‌ بياسايد. مسافر درخت‌ را به‌ ياد نياورد. اما درخت‌ او را مي‌شناخت.
درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داري، مرا هم‌ ميهمان‌ كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالي‌ است‌ و هيچ‌ چيز ندارم.
درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتي‌ هيچ‌ چيز نداري، همه‌ چيز داري. اما آن‌ روز كه‌ مي‌رفتي، در كوله‌ات‌ همه‌ چيز داشتي، غرور كمترينش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت. حالا در كوله‌ات‌ جا براي‌ خدا هست. و قدري‌ از حقيقت‌ را در كوله‌ مسافر ريخت. دست‌هاي‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هايش‌ از حيرت‌ درخشيد و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ و پيدا نكردم‌ و تو نرفته‌اي، اين‌ همه‌ يافتي!
درخت‌ گفت: زيرا تو در جاده‌ رفتي‌ و من‌ در خودم. و پيمودن‌ خود، دشوارتر از پيمودن‌ جاده‌هاست.

خدا نزدیک است

یادم باشد حرفی نزنم که به قانون زمین بر بخورد...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/16ساعت 18:52  توسط دیوانه  | 

اخیرا خبرگزاری در شهر مقدس قم به راه افتاده که بسیار بر روی نکات مذهبی تاکید دارد. امروز خبری دیدم که به نظرم خیلی جالب اومد تازه جالب تر می شه که بدونید این خبر را خبرگزاری مذکور برای تمام رسانه های کشور فکس کرده است. البته قصد بی ادبی از گذاشتن این خبر ندارم. فقط قصد دارم تا تاثیر پذیری رسانه های شهر قم را از افراد حاضر در این شهر!!! ذکر کنم. اما این خبر را بخوانید:

شرح يك بانوي مجتهد بر عروه‌ الوثقي منتشر شد

رسا، سرويس فرهنگي ـ انتشارات آيات بينات، كتاب «طهاره النساء في احكام الدماء» در شرح عروه الوثقي را منتشر كرد.


به گزارش خبرنگار رسا، كتاب «طهاره النساء في احكام الدماء» به قلم بانوي مجتهد زهره صفاتي تأليف شده و شرحي بر بخش طهارت كتاب عروه الوثقي است.
فصل يكم كتاب به مبحث حيض و مسايل و احكام آن اختصاص دارد كه در آن مسايلي مانند: ملاك يأس و يأس از نظر فقها، تشخيص حيض از قرحه اقل و اكثر حيض و تجاوز خون از ده روز، طرح شده است.
فصل دوم كتاب به بحث استحاضه پرداخته و در آن مسايلي چون: استحاضه قليله، متوسطه و كثيره مورد بحث قرار گرفته است. فصل سوم كتاب نيز به بحث نفاس اختصاص دارد.
در پايان كتاب نيز الحاقيه‌اي در باب مسايل جنابت زنان به چاپ رسيده است.
گفتني است عروه الوثقي، فتاواي آيت الله سيد محمد كاظم يزدي (ره) است كه معمولا فقها و مجتهدان، ديدگاه‌هاي اجتهادي خود را به عنوان حاشيه اين منتشر مي‌كنند.
«طهاره النساء في احكام الدماء» با 656 صفحه و با شمارگان سه هزار نسخه در دسترس علاقه‌مندان است.
انتهاي خبر

اصل مطلب را اینجا بخوانید

خوب پایگاه خبری فوق هم از این طریق سیاست های رسانه ای خود را به پیش می برد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/02ساعت 19:58  توسط دیوانه  | 

بعد از شوک هفته پیش ارجاع پرونده اتمی ایران به شورای امنیت امروز شوک دوم به من وارد شد.

حمله نظامی آمریکا به خاک ایران

درست خوندید. مثل اینکه آمریکا قصدحمله داره. نمی دونم چی بگم. فکم قفل کرده و زبون نمی چرخه و تازه مغزم تعطیل شده. بعد از کشته شدن کلی جوون در جنگ و انقلاب.

یعنی دوباره...

نه من باورم نمی شه. نگاه که به حضور میلیونی مردم در راهپیمائی ۲۲ بهمن می کنم می فهمم که آمریکا باید مغزش تعطیل باشه که بخواهد به ایران حمله کنه. بگذریم نمی دونم چی باید بگم...

اصل مطلب را اینجا بخوانید

راستی امروز چند تا عکسی که با موبایلم در ظهر عاشورا گرفتم براتون می ذارم. البته برای اینکه بلاگم سنگین نشه باقی را لینک کردم. حتما لینک های زیر عکس ها رو ببینید.

5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16

ادامه عکس ها خیلی باحاله. حتما ببینید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/11/23ساعت 19:46  توسط دیوانه  | 

در راستای اینکه با خودم قرار گذاشته بودم که از این به بعد یه جور دیگه بنویسم قصد دارم امروز از شیخ مهدی کروبی و اعتماد ملیش بنویسم.

پس از اینکه شیخ مهدی کروبی(در ادامه متن به نام شیخ مهدی می خوانید) و شعار ۵۰ هزارتومانی اش در انتخابات نتوانست نظر عامه جامعه را به سوی خود جلب کند و آن خواب کوتاه چند ساعاتی که باعث تغییر در تمامی معادلات شیخ مهدی شد، ایشان در یک اقدام فوق العاده احساسی از کلیه پست های مملکتی خود استعفا داد و عزم خود را برای تاسیس حزب اعتماد ملی و لوازم جانبی اش جزم کرد. در ابتدای کار به اعتقاد خود شیخ مهدی تمامی کار ها روال طبیعی خود را طی می کرد تا اینکه اعضای حزب مشخص شد و قرار بود در شب یلدا اولین چشمه شیخ مهدی با نام شبکه صبا که مدتها با ردیف کردن اسامی دهان پر کن قول افتتاحش داده شده بود، به دید عموم برسد اما همان شد که خود بهتر از من می دانید. الغرض...شیخ مهدی قصه ما پس از فروکش کردن صبایش تمام امید خود را به روزنامه اعتماد ملی (که این لوازم اضافه حزب نیز مدتها قول انتشارش داده شده بود) بست.

اعتماد ملی هم با گلچین کردن بچه های سیاسی امروز اولین شماره خود را به روی دکه های خیس از برف زمستانی فرستاد اما نکته قابل ملاحظه در این ورود این است که آیا با وجود وضعیت کنونی کشور و سابقه تعطیلی مطبوعات به نوعی چپ در کشور و شکسته شدن قلب شیخ مهدی با تعطیلی صبا،  اعتماد ملی می تواند حداقل ۱ ساله شود؟

سوال دوم اینکه باتوجه به حضور مطبوعاتی در ردیف روزنامه شرق آیا این روزنامه می تواند جائی در بین مردم براسی خود پیدا کند؟

در کل نگارنده آغاز به کار این روزنامه را به فال نیک می گیرد و برای تمامی این دوستان آرزوی موفقیت و گرفتن جشن ۱سالگی را می کند.

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/01ساعت 19:56  توسط دیوانه  |