از اون سر دنيا باز نامه رسيده 

چه عاشقانه عكسمو برام كشيده

گوشش نوشته....

ااااا. ببخشيد حواسم نبود. داشتم فكر مي كردم كه مريم علايي پور كه الان ينگه دنيا نشسته چه طور ياد من مونده؟ يه دفعه اين آهنگ تو ذهنم اومد. آخه مطمئن هستم اگر من جاي مريم بودم الان دوستام كه هيچي،‌ خودم رو هم فراموش كرده بودم. به هر حال مريم عزيز من را به بازي 7آرزوي محال دعوت كرده و من هم دعوتش رو قبول مي كنم و 7 آرزوي محال خودم رو مي نويسم. قابل توجه بعضي ها كه من رو به اين بازي دعوت نكردند. بوي سوختني مي آد...

7 آرزوي محال من اينها هستند:

1- ايران يك رئيس جمهور عاقل و دانا داشته باشد.

2- با ماشين زمان به عصر كوروش كبير بروم.

3- يك جنس ماده با معرفت در زندگيم ببينم.

4- در روزنامه گاردين يا نيويورك تايمز كار كنم.

5- با رئيس جمهور آمريكا مصاحبه كنم.

6- به مريخ سفر كنم.

7- صاحب رستوران گردان برج ميلاد باشم.

 

به هرحال اين آروزهاي محال من هسستند و باور كنيد كه اين آرزوها را از صميم قلب نوشتم و دوست دارم يك روز حداقل به يكي از آنها برسم.

من هم 5 نفر را براي شركت در اين بازي دعوت مي كنم.

امیر رفعتی¤ امید نجوان¤ آرش بابايي ¤ ابوذر رحیمی¤ سحر صالح

 

عكس از فوتو دات آي آر

 

پی نوشت: با کمال ناراحتی امروز متوجه شدم که دوست عزیزم رضا پیکرنگار عزیز دارفانی را...

نه ببخشید. اشتباه شد. رضا پیکار نگار این ماه به خدمت سربازی اعزام شد. بنده خدا با مدرک فوق دیپلم قاطی بی سوادها و دیپلمه ها به مرکز آموزشی ۰۵ کرمان اعزام شده است. خدا به فریادش برسه. این هم از خواص مدرک دار بودن در شهرستان. رضا جان هرکجای دنیا که باشی خدا به همراهت.


 

نوشته شده توسط دیوانه در دوشنبه 1387/01/19 ساعت 11:37 موضوع | لینک ثابت